امروز سینما شمع ۱۱۷ سالگی ‏اش را فوت می‏ کند

117 سالگی سینمای ایران

بانی فیلم-گروه سینمای ایران – هادی اعتمادی مجد: با اینکه نخستین فیلم ایرانی با نام «آبی و رابی» سال ۱۳۰۹ ساخته شد، ولی گونه ای اصرار برای پر قدمت نشان دادن عمر سینما در ایران، پای ورود نخستین دستگاه سینماتوگراف به کشورمان در سال ۱۲۷۹ توسط مظفرالدین شاه را پیش کشید تا اواخر دهه ۱۳۷۰ جشنی برای صد سالگی آن ترتیب داده شود. با این حساب امسال سینما در ایران شمع ۱۱۷ سالگی اش را فوت می کند. اگر به مقیاس مذکور معتقد باشیم، باید بدانیم این سینمای ۱۱۷ ساله اگر چه نتوانسته به درازای این عمر دستاورد داشته باشد و به شاخصه های بومی خود ابعادی کاملاً جهانی ببخشد، اما با گذر از آزمون و خطاهای متعدد، آرام آرام در حال یافتن مسیر درست است. این توفیق از دل جریان موج نوی سینمای ایران از اواخر دهه ۴۰ ریشه گرفت و به موازات و یا در مقابله با فیلم های عامه پسند (همان فیلم فارسی) رشد کرد و در روندی آرام توانست پایه های سینمای ایران را محکم کند. ضمن اینکه اگر «قیصر» مسعود کیمیایی را نیز از مصادیق مهم سینمای موج نو بدانیم، فیلم در واقع تلفیقی پر جاذبه از جریان فیلمسازی فکورانه و مردم پسند بود. تقاطعی که ثابت کرد سینمای ایران ضمن حفظ شاخصه های فیلمسازی، می تواند گیشه ای چشمگیر را نیز به همراه داشته باشد. دیدگاه عمیق سینماگران موج نو، شالوده ای قابل اطمینان برای سینمای ایران ساخت که آن را از خطر اضمحلال و سقوط به ورطه عامه پسندی صرف نجات داد. سینمای ایران در دهه ۶۰ همزمان با ایجاد تحولات سیاسی کشور و انقلاب، خانه تکانی اساسی و گریز ناپذیری را از سر گذراند و شتاب آلود خیلی از فیلمسازان و هنرمندانش را حذف کرد و در عین حال میدان را برای چهره های تازه و نیز مهجور گشود. دهه ۶۰ سینمای ایران همگام با تحولات چشمگیر سیاسی و اجتماعی، خود را آماده رویارویی با بحران ها و چالش ها می کرد و در گیر و دار همین تلاش نیز برای بقا و ماندگاری به شناخت بهتری از ظرفیت های خود دست می یافت. زمینه ای که به پرورش فیلمسازان اجتماعی سرشناسی همچون عباس کیارستمی، رخشان بنی اعتماد، مجید مجیدی، جعفر پناهی، محسن مخملباف و… انجامید. در کنار این چهره ها، وقوع جنگ تحمیلی نیز سینمای ایران را با کارگردانانی جوان آشنا کرد که سینمای جنگ را شکل دادند و انبوهی از آثار مرتبط نبرد نابرابر ایران و عراق مجال ظهور یافتند. این دو جریان آسیب های خود را هم بروز دادند و فیلم های جنگی با ساختار ضعیف ساخته شدند و نوعی سینمای شاعرانه و معناگرا گسترش یافت که همچنان از آن با عنوان گلخانه ای یاد می شود. این سینمای گلخانه ای نیز کاملاً مبتنی بر سیاستگذاری های دولتی بود و تماشاگران را از سالن های سینما دور کرد.
سینمای ایران در دهه ۷۰ با تغییر مدیران دولتی و تزریق افکار و ایده های جدید، گویی دریافت سینمای بدون سینمارو، کالبدی بی روح را می ماند. همین شد که فیلم ها و سینماگران در صدد آشتی مردم با سینما برآمدند. ضمن آنکه جریان قوام یافته گلخانه ای در دهه ۶۰، همچنان در خفا به حیات خود ادامه می داد. با این حال، تحولات سیاسی در مسیر اصلاحات و عبور از بحران جنگ، فضا را برای طرح مضامینی که عموماً تا پیش از آن تابو تلقی می شدند، باز کرد. فیلم های توقیفی دیروز همچون «دیدار»، «بانو» و «حاجی واشنگتن» از محاق خارج شدند تا طلیعه تغییرات حسابی خودنمایی کند. دهه ۷۰ در نیمه دوم مقارن با این تحولات قابل توجه، عرصه ای برای سوء استفاده های پیش بینی پذیر هم شد تا دولت وقت در معذوریت هایی از سوی مخالفان و منتقدان قرار گیرد. نکته ای که نشان می داد در جامعه ایرانی، سینما تا چه حد متأثر از امور و مناسبات سیاسی است و سایه دولتی بودن هیچگاه از روی آن محو نخواهد شد. صحت این مورد آخر را می توان در تجزیه و تحلیل همین روزهای سینما نیز جست و جو و درک کرد. ضمن اینکه در دهه ۷۰ ورود ویدئو هم موجب شد سینما رقیبی سهل الوصول و جدی را برای خود ببیند و در مواردی، تلاش های سینماگران برای جذب مردم به سینماها به در بسته بخورد.
دهه ۸۰ سینما را تا حد زیادی از سیاست رهاند و مسیر را برای حرفه ای شدن هموار کرد. فیلمسازان تن به سلایق سینماروها دادند و فیلم های کمدی و اجتماعی با شور و شوق ساخته و اکران می شدند. هر چند فیلمسازانی نیز همچون داریوش مهرجویی، علی حاتمی، بهرام بیضایی، مجید مجیدی، کمال تبریزی، رضا میرکریمی و… نیز بودند که در ادامه دهه ۷۰، در دهه ۸۰ به فرهنگ اصیل ایرانی و تجلی آن در ساخته هایشان ممارست داشتند. دهه ۸۰ حتی به لفظ سوپراستار هم در مقایسه با دو دهه پیش از خود حساسیت منفی کمتری نشان داد تا چهره های تازه در آسمانی نه چندان پر فروغ از حیث ستاره سازی سر بر آورند. چهره هایی که اگر چه گاه روی سطح حرکت کرده و می کنند، اما در هر حال بخش تجاری سینمای ایران را تقویت کردند. محمدرضا گلزار، بهرام رادان، امین حیایی، محمدرضا فروتن، حامد بهداد، صابر ابر، حمید فرخ نژاد، شهاب حسینی و… از این دست هستند. گرچه در عین حال استخوان خردکرده هایی چون خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، فرامرز قریبیان، مهدی هاشمی، رضا کیانیان و… نیز در همین راستا جنبه های تکنیکی بازیگری در سینمای ایران را مدنظر داشتند و بر آن ارزش می نهادند.
سینمای ایران این روزها در نیمه دوم دهه ۹۰ و در آستانه ورود جدی تر به عرصه های جهانی بیش از گذشته به اهمیت گیشه پی برده است فروش فیلم ها با تأسی به الفاظی چون رکوردشکنی و جذب مخاطب امروز به اصل نخست بدل شده و چرخ های اقتصاد سینما با گیشه های داغ نسبتاً خوب می چرخد. امروز دیگر ورود به باشگاه میلیاردی ها از رونق جذاب سابق افتاده و فروش های بالای ۱۰ میلیارد عادی به نظر می رسند. ضمن اینکه به سبک سینمای دهه ۸۰، کمدی ها پر و بال گرفته و مدام در راستای علاقه تماشاگران به تماشای فیلم های این ژانر، طنزها در هر رده ای امکان ساخت و اکران می یابند. مسئله ای که در صورت عدم مدیریت، حتی می تواند به شکل معکوس عمل کند و موجب ریزش قریب الوقوع سینماروها شود.
اگر این بخش منفی را فراموش کنیم، افتخارآفرینی های بی نظیر سینمای ایران در دهه ۹۰ در تصاحب جوایز معتبر از مراسم و رویدادهای مهم همچون اسکار و کن نیز به شأنیت بین المللی سینمای ایران افزوده است. سینمای ایران امروز در کنار احترامی که در سایه امثال عباس کیارستمی به خود می بیند، از ناحیه توفیق های اصغر فرهادی و نیز جوانترهایی مثل وحید جلیلوند و… عزت و اعتنا می گیرد. سینمای ایران امروز فراتر از مرزهای فیلمسازی، سفیر فرهنگی پر قدرتی برای تلطیف چهره ایران نزد افکار عمومی در دنیاست و مجموع همین موارد ما را به بقا و استمرار آن امیدوارتر می سازد.

The short URL of the present article is: http://www.developerstudio.ir/M8Ntx

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “امروز سینما شمع ۱۱۷ سالگی ‏اش را فوت می‏ کند”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تقویم

دسامبر 2018
ش ی د س چ پ ج
« جولای    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031