فیلمی که «گدار» را فیلم کرد!

فیلمی که «گدار» را فیلم کرد!
فیلمی که «گدار» را فیلم کرد!

چگونه میشود «گدار» را فیلم کرد؟
عنوان فیلم فرانسوی «مهیب» یا «هولناک» ساخته میشل هازاناویسیوس را، که از این هفته به پرده سینماهای فرانسه آمده، می شود به گونه های مختلف ترجمه کرد اما به نظر این دو ترجمه با توجه به دیدن فیلم درست تر درمی آید.
این اولین فیلمی است که به شکل داستانی درباره زندگی یکی از مهمترین و برجسته ترین افراد «موج نو» فرانسه ساخته شده است و قبل از به نمایش در آمدنش در جشنواره کن امسال، کنجکاوی های بسیار برانگیخت.
خود ژان لوک گدار هنوز نظری درباره فیلم نداده، اما منتقدین و سینماگران نظرهای ضد ونقیضی درباره آن داشته اند. این فیلم تا به امروز یکی از سه فیلمی است که (مرکز ملی سینما – درفرانسه) برای معرفی به اسکار بهترین فیلم خارجی سال درنظر گرفته و تا هفته آینده، مشخص می شود که شانسی برای معرفی به آکادمی اسکار دارد یا خیر.
دراولین سانس ۲ بعد از ظهر، نمایش «مهیب» در روز چهارشنبه در۲۰ سینما در پاریس با ۸۷۰ تماشاگر در رده سوم جدول فروش جای گرفت. ساختن فیلمی درباره ژان لوک گدار که خود شخصیت خاص وغیر متعارف است و به نظر بسیاری گاه چندان سمپاتیک نیست کار ساده ای نبوده. ازطرفی وی از سالهای ۱۹۶۰ در تمام دنیا مشهور بوده و تاثیرات زیادی بر فیلمسازان گوناگون داشته است. به نمایش در آمدن این فیلم از سوی طرفدارانش می تواند زیر ذره بین قرار بگیرد. لذا میشل هازاناویسیوس کارگردان این فیلم فقط به بخش کوتاهی از زندگی گدار بسنده کرده وهمه دوران کاری اورا مد نظر نمی گیرد.

طرح چگونه شکل گرفت؟
فیلمنامه از کتابی به نام «یک سال بعد» که همسر سابق گدار درباره او درسال ۲۰۱۵ نوشته و منتشر شده اقتباس شده است وی در فیلم «دختر چینی» (۱۹۶۷) هم بازی کرده بود، و در این کتاب خاطرات خودرا از زندگی مشترکشان که در دوران پرحادثه (جنبش ماه مه ۱۹۶۸) رخ داده، شرح م دهد. فیلم «دختر چینی» وقتی به نمایش عمومی در آمده بود، با شکست سختی روبرو شد، و طبیعتا انعکاس ناخوشایندی روی گدار گذاشته بود. از این به بعد است که گدار ازنظر سیاسی رادیکال تر می شود. او سپس اسم گروه فیلمسازی ژیگاورتف (برگرفته از کارگردان مهم شوروی اوایل انقلاب روسیه) را برخود می گذارد. در آن زمان «دوربین به منزله اسلحه ای می شود که ۲۴ گلوله در ثانیه شلیک می کند».
هازاناویسیوس این کتاب را به طور اتفاقی در ایستگاه راه آهن دیده و طی مسافرتش آن را می خواند و بسیار جذب آن می شود. حالا که فیلم به نمایش عمومی در آمده، طرفداران گدار گله مند هستند که چرا فیلمساز، در مورد دورانی که گدار با مثلا ژان پل بلموندو فیلم هائی ساخته و دوران با نشاطی را داشته، فیلم نساخته است!
کارگردانان دیگری هم قبل از هازاناویسیوس مایل بودند حق این کتاب برای فیلم ساختن ازآنرا خریداری کنند اما نویسنده موافقت نکرده بود. درمورد عنوان این فیلم چندین انتخاب پیش رو بوده اما هازاناویسیوس سرانجام به دنبال عنوانی می گشته که دومفهوم مثبت و منفی دردرون کلمه جای داشته باشد وسرانجام «مهیب» را برگزیده بود.
یکی از نکاتی که برای کارگردان مهم بوده که به آن پرداخته شود جنبش دانشجویی ماه مه ۶۸ بوده که در پاریس رخ داد و گدار هم در بحث ها شرکت می کرده است.
وی یک سال قبل از آن، در فیلم «دختر چینی» وقایع مه ۶۸ را پیش بینی کرده بود وبا ایده های مائوئیستی خود، بسیار انقلابی عمل کرده بود و مورد توجه جنبش چپ قرار داشت.
داستان فیلم
درسال ۱۹۶۷ ژان لوک گدار در حال ساخت فیلمی به نام «دختر چینی» است. او در خلال ساخت این فیلم عاشق دختربیست ساله ای می شود که نقش اول فیلم را بازی می کند (آن ویازمسکی– نویسنده همین کتاب) و با او ازدواج می کند.آنها بسیار شاد وخوشبخت هستند، اما وقتی فیلم به پرده می آید و شکست می خورد گدار را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد. ماجراهای مه ۶۸ نیز به بحران روحی این کارگردان شدت می بخشد واین دگرگونی های روی آثار بعدیش نیز تاثیر می گذارد…
دیدگاه
یک وجهه مشترکی بین هسته اصلی این فیلم و فیلم قبلی هازاناویسیوس «جستجو» وجود دارد و آن اینکه فیلم قبلی خود این کارگردان نیز با شکست روبرو شد. شکست فیلم دختر چینی، و شکست (جستجو) نقطه مشترک آنهاست!!
در مورد فیلم «مهیب» باید گفت که مجموعا اثر جالب توجهی در آمده به ویژه اگر به ریزه کاری های زبان فرانسه در فیلم توجه شود و تماشاگر کارهای گدار را هم دیده باشد.
سازنده این فیلم گداررا آدمی پیچیده، دوست داشتنی، متکبر، خودخواه، تنفربرانگیز، اما بسیار پیشرو وبا استعداد معرفی می کند. وی به همه صفاتی که در آدمی در دوران های مختلف می تواند در او بروز کند پرداخته است. پس می توان گفت که کاری صادقانه پیش رو می گذارد و یک طرفه و ستایشگرانه درباره گدار فیلم نساخته. به عقیده کارگردان، گدار یک پدیده «ضدونقیض» است.
درفیلم، گدار نظراتش را بدون پرده درباره مسائل گوناگون بازگو می کند. مثلا درباره بازیگران بزرگ می گوید: آنها آدم های احمقی هستند، برای اینکه از آنها خواسته می شود گریه کنند، گریه می کنند، به آنها می گویند، بخندند و آنها می خندند! بنظر من احمقانه است… می گویند چهار دست وپا راه برو. آنها این کاررا می کنند!
لوئی گارل که بازی بسیار خوبی در نقش گدار ایفا کرده، برای بازی در نقش گدار در مصاحبه ای می گوید: «خیلی از مصاحبه های تصویری گدار را بارها دیده ام تا بتواند حالات اورا خوب در آورم. به موزیک صدایش بسیار دقت می کردم. باید بگویم که این فیلم یک اثر مستند درباره گدار نیست بلکه یک بازی در اطراف شخصیت اوست. چطوری بسازیم و از آن لذت ببریم. ما به دنبال این بودیم که یک فیلم کمدی درباره یک موقعیت سیاسی بسازیم.»
بازیگر زن فیلم اعتقاد دارد که این فیلم گداری نیست بلکه روی گدار است و کارگردان اعتقاد دارد که ابعاد گوناگون گدار مورد توجه او بوده، زمانی که احساس های گرم یا سرد ی نسبت به چیزها، شرایط و آدم های مختلفی داشته، او همواره ضد ونقیض بوده وهمین از او شخصیت جالب توجهی ساخته است
دیدگاه ها
نقدهائی که بر فیلم درفرانسه نوشته شده نیز ضد ونقیض است! بیش از نیمی از مطبوعات فیلم را بسیار تحسین کرده اند و تعدادی مثل روزنامه لوموند و یا «کایه دوسینما» که زمانی خود گدار از سردمداران این ماهنامه بوده، چندان به فیلم روی خوش نشان نداده اند.
کارگردان فیلم
میشل هازاناویسیوس. در ۲۹ مارس ۱۹۶۷ درپاریس به دنیا آمد. پدر ومادرش اهل لیتوانی بودند
او.بعد از تحصیلات اولیه کارش را در سال ۸۸ در تلویزیون آغاز می کند ودر کانال پلوس با گروه نول همکاری دارد. در آنجا بیشتر به سناریونویسی می پردازد.و سپس از سال ۹۲ اپیزودهای کوتاه تلویزیونی می سازد. ازسال ۹۷ وارد سینما می شود و فیلم های کوتاهی کارگردانی می کند.
او با همکاری برادرش به ساختن فیلم بلند روی می آورد. رفته رفته در سینمای تجاری فیلم هائی می سازد که محبوبیت زیادی میان تماشاگران به دست می آورد. از جمله فیلمهای مشهورش: امداد ۱۱۷، قاهره آشیانه جاسوسان ( ۲۰۰۶)، ریو جواب نمی دهد( ۲۰۰۹) و… به ویژه فیلمی که اورا سرزبانها در تمام دنیا انداخت «آرتیست» است که درجشنواره کن در بخش مسابقه شرکت کرد و در اسکار چندین جایزه به دست آورد. این فیلم همچنین چندین جایزه سزار در فرانسه و تعدادی جایزه های دیگر در سطح بین المللی کسب کرد.
آرتیست فیلمی سیاه وسفید، با بازی ژان دوژاردن، کاملا صامت به شکل فیلم های اولیه تاریخ سینما ساخت. این فیلم موفقیت تجارتی زیادی هم از ان خود کرد.
فیلم بعدی او «جستجو» که در روسیه ساخت با شکست تجارتی وهنری روبرو شد. همسر او برنیس بژو است که در تمام فیلم ها او بازی می کند.

محمد حقیقت – پاریس

The short URL of the present article is: http://www.developerstudio.ir/6AmTB

برچسب ها

ممکن است به این موارد نیز علاقه مند باشید:

0 دیدگاه در “فیلمی که «گدار» را فیلم کرد!”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تقویم

دسامبر 2018
ش ی د س چ پ ج
« جولای    
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
293031